تبلیغات
MΛŤΛ尺らΛҚ - اعوذ بِالله مِنَ الآدمِ لاشی


MΛŤΛ尺らΛҚ

this is my world

  گفت: وقتی بی حجابی انتظار امنیت نداشته باش! 

گفتم: چرا؟؟  

گفت: دختر بی حجاب در کوچه و خیابان مانند گوشتی در دریاست! مگر می شود گوشتی بدون محافظ در دریا رها باشد و انتظار بلعیده شدن توسط کوسه ها را نداشته باشد؟

هیچ نگفتم... http://s5.picofile.com/file/8133207342/soorat.gif

تنها به قدرت تفکرش که از کار افتاده بود خندیدم. 

 به حرف های تکراری... 

به عقاید و توهینی که به خود و همجنس هایش میکرد خندیدم... 

به خود میگفت: کوسه... درنده ... وحشی...

خود را جانداری میپنداشت که برده غریزه خویش است!

 جانداری که قدرت تفکر ندارد! 

جانداری که با دیدن دو تار مو ، خوی درندگیش اوج می یابد!

 و همین شد که من از تمام معلم های دینی متنفر گشتم که دانسته یا نادانسته مغرها را شستند!

مردها را گرگ و زن ها را طعمه نامیدند!

 و همه ما این ها را باور کردیم!

 فارغ از اینکه ما حیوان نبودیم!

فارغ از اینکه غریزه ، فرمانروای موجودیتمان نبود ، باور کردیم!

 و چه گوسفندوار به دنبال حجاب برای رهایی از دست گرگانی بودیم که روزی برادر ، پدر و همسرمان نامیده می شدند!

و چه تهمت هایی که به هر دو جنس وارد کردند و آن را عفت و حجاب نامیدند...!

و ما باز هم باور کردیم!


"سیمین دانشور"

نوشته شده در جمعه 6 شهریور 1394 ساعت 04:39 ب.ظ توسط scare crow نظرات | |


:قالبساز: :بهاربیست: